باز هم استخاره []
سلام
آقا شما رو به خدا این قدر ساده فکر نباشید
طرف زنگ می زنه دفتر می گه : حاج آقا یه استخاره ، بعد می گم موضوعش ؟ می گه شخصیه ! می گم خوب ما هم از استخاره معذوریم ، بعد از کلی ناز و ادا می گه با یه پسره می خوام دوست بشم ، استخاره می خوام که دوست بشم یا نشم !!!!!!!!
آخه این هم شد استخاره
قبلا بهتون گفتم ، من اگه خدا قبول کنه فکر کنم تا حالا جون 2-3 هزار !!! نفر رو نجات دادم . طرف زنگ میزنه دفتر می گم موضوع استخاره چیه میگه بچه ام رو می خوام سقط کنم !!!
به خدا این چیزها هست ،زیاد هم هست .
طرف بحث من این روحانیون عزیزو بیشترسایرهمکاران در دفاتر سایر مراجع هستند ، عزیزان تو رو خدا موضوع های استخاره رو بپرسید ، مردم واقعا این چیزها رو نمی دونند !
بعدا یک سری چیزها رو بهتون می گم که ...
ارادتمند
قربان زاده
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در سه شنبه 6 مرداد 1388و ساعت 09:16 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
استخاره []
با سلام
یکی از مطالبی که خیلی برای ما مشکل و دردسر ساز شده بحث استخاره است
الان یه مدتی هستش که دفاتر خیلی از مراجع دیگه استخاره نمی گیرن و در واقع از سر خودشون این ها را باز کردم .
چند وقت پیش توی دفتر یکی از مراجع بسیار بسیار معروف قم بودم که بحث از استخاره و این حرف ها شد که طرف گفتش که چند وقت پیش یک نفر توی مشهد مثل این که خودکشی می کنه بعد توی نامه ای که گذاشته بوده می نویسه که من مدت ها بود که قصد داشتم خودکشی کنم و مردد بودم که این کار رو بکنم یا نکنم بعد زنگ زدم دفتر آیت الله ... ( همون مرجع معروف ) و استخاره کردم خوب اومد بنابراین اقدام به این کار کردم .
از اون به بعد هم مثل این که پسر اون مرجع به همه دفتری ها گفته که موضوعات استخاره رو بپرسن .
برام خیلی جالبه که از اون موقعی که شروع کردیم به پرسیدن موضوعات استخاره با یک سری چیزهای جدید و جالبی مواجه می شویم که اگر خیلی از آخوندها بدونن دیگه استخاره نمی گیرن ، البته بماند که کار و کاسبی بعضی ها هم ...............
به هر حال ما هم توی دفتر دیگه از اون موقع می پرسیم که موضوع استخاره تون چی هستش و بعضی موقع ها این قدر طرفمون بهش بر می خوره که قطع می کنه ، خیلی اوقات هم بدون خداحافظی ( نمی دونید که چقدر به آدم بر می خوره ، یکی هم نیست به این ها بگه :خوب آدم ... مگه کار خلاف شرع داری می کنی ؟ اصلا مگه من می بینمت ؟ ... مگه می خوام بیام بخورمت ؟....
خیلی جالبه بعضی موقع ها طرف زنگ می زنه دفتر می گه که : من باید با خود آیت الله .... صحبت کنم ، نه نمی شه من باید با خودش صحبت کنم ، هر چی می گیم بابا ما نماینده اشیم ، وکیلشیم ....نه اصلا ....
بعد بعضی موقع ها که طرف راضی می شه سوالش رو بپرسه می گه که من ورشکست شدم یا بخت دخترم رو بستن ، یا یک سری خاله زنک بازی ها که به مرور زمان ان شاء الله براتون می زارم .
از بحث اصلی مون دور نشویم ، استخاره بود .
اولا بگم که استخاره در مورد کار هستش ، یه بار یکی زنگ زد دفتر گفت حاج آقا 23 تا استخاره برام بگیرید !!!!!!!!
بابات خوب ، نه نه ات خوب ، 23 تا ؟
گفت آره ، گفتم موضوعاتش چیه ؟ گفت که برای کنکور انتخاب رشته کردم می خوام ببینم خوبه یا نه ...
استخاره برای کار هستش نه برای این طور چیزها ، اگر موضوع های استخاره رو براتون بذارم یا از دین زده می شوید یا از مذهبی ها یا از هر چی ....
برای استخاره اول باید بین دو تا کار یا یک کار یکی رو در نظر بگیرید ، مثلا می خواهیم بین این خونه و اون یکی خونه که داریم یم خریم یکی رو در نظر بگیریم ، مد نظرمون هم این یکی است ، حالا استخاره می کنیم که آیا خوب است یا نه ...
یا یکی دیگه از روش هایش هم این است که من مثلا می خواهم بروم مسافرت حالا استخاره می گیرم که آیا خوب است یا نه ...
استخاره بیشتر حول وهوش همین موضوع دور می زنه ، کمتر پیش می آید که چیزهای دیگر هم داخلش بشه .
الان ما توی دفتر یه مشتری دائمی داریم ، حداقل روزی 30-40 تا استخاره می کنه ، اون یکی مشاور دفتر می گه که احتمالا این برای ... رفتن هم استخاره می کنه .
به هر حال فعلا تا همین جا بسه تا بعدا که یادم باشه یه سری از موضوع های استخاره ای که می کنند رو براتون بگم .
ارادتمند
قربان زاده
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در یکشنبه 27 اردیبهشت 1388و ساعت 04:52 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
پاسخگویی به سوالات شرعی []
سلام
ببخشید از این که خیلی وقت هستش که توی وبلاگ خوبمون چیزی ننوشتم
از بس که سرمون شلوغه دیگه وقتی برای این کارها نمی تونستم بگذارم
ولی از این به بعد تصمیم گرفتم خودم رو مقید کنم که حتما هفته ای یک یا دو بار بیام این جا و یک سری از سوالات شرعی رو که توی دفتر از من می پرسند رو قرار بدهم .
سوالاتی که شاید برای بعضی از شما ها خیلی خیلی خیلی ساده و پیش پا افتاده باشه اما باور کنید من کسانی رو دیدم که همین چیزهای ساده رو نمی دونند و کلی کارهای خودشون رو خراب می کنند .
حالا از این به بعد اگر هم کسی سوال شرعی داشت می تونه ای میل کنه یا به تلفن همراهم زنگ بزنه ، مشکلی نداره ولی فقط دور و بر اذان نباید باشه که در حال خوندن نماز جماعتیم ان شاء الله !!!
برای استخاره هم همین طور ، اس م س بدهید بهتر است .
شماره من رو که دارید ؟
09127202652
ارادتمند
قربان زاده
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در دوشنبه 14 اردیبهشت 1388و ساعت 05:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
خبر [متفرفه , ]
سلام بعد از چندین وقت که مطلبی ننوشتم حالا با یک خبر اومدم وبلاگ ما (یعنی همین وبلاگ) تو جشنواره وبلاگ نویسی تبیان استان زنجان رتبه حایز تقدیر رو آورده که من همین جا از زحمات نویسندگان این وبلاگ به خصوص آقا حامد عزیز تشکر میکنم و امیدوارم در مسابقات آینده رتبه بهتر و شایسته تری رو کسب کنیم.
نوشته شده توسط محسن نیک نژاد در سه شنبه 15 مرداد 1387و ساعت 01:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
اعتکاف [مقاله , ]
بسم الله الرحمن الرحیم به مناسبت این که ایام اعتکاف نزدیک است خواستم تا بحثی فقهی در مورد این مساله داشته باشم : اصل اعتکاف عملی است صحیح و دارای فواید معنوی بسیار بسیار زیاد که دیده ایم که برخی از ائمه به انجام آن مبادرت کرده اند . اما یک بحثی لازم است که به آن اشاره شود . بنا به حکم اولیه اعتکاف تنها در چهار مسجد صحیح است : مسجد الحرام ، مسجد النبی ، مسجد کوفه و مسجد بصره . تا این جای حکم مورد قبول تمام فقهای شیعه می باشد . اما من بعد این مساله محل تامل است . برخی از مراجع می فرمایند که در غیر از این مساجد ، و در مسجد جامع هر شهر ( مسجدی که قشرهای مختلف شهر در آن شرکت دارند به خلاف مسجد محل و بازار که قشر خاصی در آن شرکت می کنند ) هم می شود معتکف شد . ( قابل توجه این است که این بزرگواران فرموده اند نسبت به مسجد جامع باید نیت رجاء کرد یعنی ان شاء الله که کار خوبی است و مورد تایید شرع مقدس هست .) دقت کنید !!! تا این جای مساله هم مورد توافق بیشتر مراجع فعلی است ( نظرات مخالف هم هست ) لکن این مساله مورد اتفاق همه است که در مسجد محل نمی شود معتکف شد ولو اسما مسجد جامع باشد .( در این بین تنها نظر حضرت آیت الله خامنه ای این است که اعتکاف در غیر مسجد جامع رجاءا اشکال ندارد ) هر شهری یک مسجد جامع دارد. حال اگر کسی رفت در مسجد محل ندانسته و بدون اطلاع از حکم مرجعش معتکف شد چه حکمی دارد ؟ این طور بر می آید که اولا اگر روزه این ایام را به نیت اعتکاف گرفته باشند روزه شان حرام است چون در واقع این ها معتکف نیستند و شرایط اعتکاف در آن ها جمع نیست . ثانیا احکام اعتکاف بر آن ها بار نمی شود ( مسالی از قبیل بیرون نرفتن از مسجد و ... ) ثالثا همگی مرتکب مکروه شده اند : چون خوابیدن در مسجد مکروه است . رابعا نظرات مراجع در همین وبلاگ هست می توانید آن را از طریق منوی جستجو در وبلاگ پیدا کنید . منظور از این کار امر به معروف و نهی از منکر بود . ان شاء الله همگی ماجور باشند .
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در جمعه 21 تیر 1387و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 21 تیر 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ
()
نظر
همبستری در اسلام قسمت اول [مقاله , ]
بسم الله الرحمن الرحیم آداب همبستری در اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و الله خیر ناصر و معین ثم الصلوه و السلام علی سیدنا و حبیبنا ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین ، سیما بقیه الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه اللهم ارنی الحق حقا لنتبعه و الباطل باطلا لنجتنبه انک علی کل شیء قدیر و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب اما بعد چنانچه بارها عرض کرده ام اینجانب قسم عمده ای از مشکلات جامعه بشری را ناشی از دو علت می داننم که اصلاح این دو امر اصلاح زندگی هاست و غفلت از این دو امر غفلت از زندگی هاست . اول این علل بحث خوراک است که به علت عدم رعایت دستورات اسلام در زمینه خوردن و آشامیدن مرض های بسیاری عارض بر انسان شده و روحیات افراد و اجسام افراد را متحول می کند . قسم دوم مبحث همبستری زنان و مردان با هم است که به علت این که این موارد رعایت نمی شود زن و شوهر لذت چندانی نمی برند و کانون گرم خانواده ها به سرعت به علت ندانم کاری افراد رو به تباهی می رود . متاسفانه این مباحث معمولا مطرح نمی شوند ، نه در خانواده ها و نه در مدارس و نه در دانشگاه ها و نه در هیئت ها و مساجد و حسینیه ها ، و نه در دانشگاه ها . حتی بیان این مسائل در حوزه های علمیه هم خوبیت ندارد و با عث شده که حتی طلاب علوم دینی هم از این مسائل بی بهره باشند و لذا نتیجه آن می شود که زندگی برای این افراد سرد می شود . اینجانب با در نظر داشتن این مسائل سعی در جمع آوری مبانی دینی خوردن و آشامیدن و همبستری همسران کرده و ان شاءالله سعی در جمع آوری احادیث مربوط به آن خواهم کرد . به دلیل اهمیت موضوع دوم فی زماننا هذا بحث را از آن مبحث شروع می کنیم . و الله المستعان حامد قربان زاده 7 جمادی الاولی 1429 24 خرداد 1387
در باب ازدواج و فضایل آن : امام صادق (ع) : از اخلاق پیغمبران است دوست داشتن زنان و فرمود که گمان ندارم کسی را که در ایمان چیزی زیاد شود او را مگر آن که محبت زنان او را زیاده می شود . و فرمود که هر که محبت زنان او را زیاد می شود فضیلت ایمانش بیشتر می شود . امام رضا (ع) : 3 چیز است که از سنت پیغمبران است : بوی خوش نمودن ، و موهای زیاده بدن را ازاله نمودن ، و زنان بسیار داشتن یا بسیار با ایشان مقاربت نمودن . پیامبر اکرم (ص) فرمود : از دنیای شما اختیار نموده ام زنان و بوی خوش را ، و روشنی چشم من در نماز است . در حدیث آمده که « سکین نخعی » اختیار عبادت نموده بود و ترک زنان و بوی خوش و طعام های لذیذ نموده بود و در این باب نامه ای به امام صادق (ع) نوشت . آن حضرت در جواب نوشتند : اما زنان ، پس می دانی که حضرت رسول (ص) چند عدد از زنان داشتند و اما طعام لذیذ ، پس رسول (ص) گوشت و عسل تناول می فرمودند و حضرت رسول (ص) فرمود که هر که زنی به عقد خود در می آورد نصف دین خود را حفظ نموده است ، از خدا بپرهیزد در نصف دیگر و فرمود که بدترین مردهای شما عزبانند و فرمود که چه چیز مانع است مومن را از آن که زنی بگیرد ؟ شاید خدا او را فرزندی روزی کند که سنگین کند زمین را به گفتن :« لا اله الا الله » و فرمود که هر که خواهد متابعت سنت من بکند ، از سنت من زن خواستن است . امام باقر (ع) : خوشم نمی آید که دنیا و آن چه در دنیاست داشته باشم و یک شب بی زن بخوابم . پس فرمود که دو رکعت نماز که فرد متاهل بکند بهتر است از عزبی که شب ها نماز بکند و روزها روزه باشد . پیامبر اکرم (ص) : هر که ترک تاهل بکند از ترس پریشانی ، پس به تحقیق که گمان بد برده است به خدا ، زیرا که حق تعالی می فرماید : « ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله » ( سوره نور آیه 32 ) اگر ایشان فقیران باشند خدا ایشان را بی نیاز می گرداند از فضل خود . در حدیث معتبر از امام صادق (ع) آمده است که : زن عثمان بن مظعون آمد به خدمت رسول خدا (ص) و گفت : یا رسول الله ! عثمان روزها روزه می باشد و شب ها نماز می کند و به نزد من نمی آید . حضرت غضبناک به نزد عثمان آمدند و فرمودند که : ای عثمان ! خدا مرا به رهبانیت نفرستاده است و لیکن به دین مستقیم سهل آسان فرستاده است ، روزه می گیرم و نماز می کنم و با زنان خود نزدیکی می کنم ، پس هر که دین مرا خواهد باید که به سنت من عمل کند و از سنت من نکاح زنان است . در حدیث است که 3 زن آمدند نزد رسول خدا (ص) یکی گفت که شوهرم گوشت نمی خورد و دیگری گفت که شوهرم بوی خوش نمی بوید و دیگری گفت که شوهرم با زنان نزدیکی نمی کند . پس حضرت بیرون آمدند و از روی غضب ردای خود را بر زمین می کشیدند تا بر منبر آمدند و حمد و ثنای الهی گفتند و فرمودند که چرا جماعتی از اصحاب من گوشت نمی خورند و بوی خوش نمی بویند و نزدیک زنان نمی روند ؟ من گوشت می خورم و بوی خوش می بویم و به نزد زنان می روم و هر که سنت مرا نخواهد از من نیست . در حدیث دیگر منقول است که زنی آمد به خدمت حضرت رسول و حکایت نمود که شوهرم به نزدیک من نمی آید . حضرت فرمود که خود را خوشبو کن تا به نزدیک تو بیاید . گفت : هیچ بوی خوشی را نگذاشتم مگر آن که خود را به آن خوشبو کردم و از من دوری می کند . حضرت فرمود که اگر می دانست چه ثواب دارد درآمدن به نزد تو ، از تو دوری نمی نمود ، پس فرمود که چون متوجه جانب تو می شود دو ملک به او احاطه می کنند ، و ثواب آن دارد که شمشیر کشیده و در راه خدا جهاد کند . پس چون با تو مجامعت کند گناهان از او می ریزد چنانچه برگ از درخت می ریزد پس چون غسل می کند از گناهان به در می آید . امام صادق (ع) فرمود : دو رکعت نماز که فرد متاهل می کند برابر است با هفتاد رکعت نماز که عزب بکند .
در باب زمان ازدواج : در حدیث معتبر منقول است که سنت است تزویج در شب واقع شود . در حدیث موثق منقول است که به حضرت امام محمد باقر (ع) خبر رسید که شخصی زنی خواست در ساعتی که هوا گرم بوده است ، در میان روز ، حضرت فرمود که گمان ندارم که میان ایشان اتفاق و الفت به هم رسد . پس به زودی از هم جدا شدند . در حدیث معتبر دیگر منقول است که عقد نمودن در ماه شوال خوب است . در حدیث معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است که هر که عقد کند یا زفاف کند و ماه در عقرب باشد عاقبت نیکو نبیند . در روایت دیگر منقول است که هر که در تحت الشعاع عقد یا زفاف کند بداند که فرزندی که منعقد شود پیش از تمام شدن سقط می شود . از حضرت علی (ع) منقول است که روز جمعه روز خواستگاری و نکاح است و بدان که مومنان را طلبیدن و مهمانی نمودن در نکاح سنت است و پیش از عقد نکاح خطبه خواندن مستحب است . از حضرت رسول (ص) منقول است : از سنت پیغمبران است طعام دادن در وقت تزویج و حضرت رسول چون میمونه را تزویج نمود ولیمه فرمود و حلس به مردم خورانید و آن غذایی بوده است که از خرما و روغن و کشک می ساخته اند . حضرت رسول (ص) فرمود که : ولیمه روز اول لازم است و در روز دوم نیکی است و در روز سوم ریا و سمعه است .
در باب آداب زفاف و مجامعت : بدان که زفاف نمودن در وقتی که ماه در برج عقرب باشد یا تحت الشعاع باشد مکروه است و جماع نمودن در فرج زن در وقتی که حایض باشد یا با خون نفاس باشد حرام است و از مابین ناف تا زانو از ایشان تمتع بردن مکروه است و بعد از پاک شدن و پیش از غسل نمودن جماع را نیز بعضی حرام می دانند و احوط اجتناب است مگر آن که ضرورتی باشد ، پس امر کند زن را که فرج را بشوید و با او مقاربت کند و زن مستحاضه اگر غسل و سایر اعمالی که او را می باید نمود به جا آورد با او جماع می توان نمود و در وطی دبر زن خلاف است ، بعضی حرام می دانند و اکثر علما مکروه می دانند و احوط اجتناب است و بهتر آن است که با زن خود جماع کند و آزاد باشد و منی خود را بیرون فرج نریزد و بعضی علما حرام می دانند بی رخصت زن ، و در کنیز باکی نیست . از حضرت صادق (ع) منقول است که نباید مرد را دخول نمودن به زن خود در شب چهارشنبه . حضرت امام موسی (ع) فرمود که هر که جماع کند با زن خود در تحت الشعاع پس با خود قرار دهد افتادن فرزند را از شکم پیش از آن که تمام شود . حضرت صادق (ع) فرمود که جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه که باعث این می شود که فرزند سقط شود و نزدیک است که اگر فرزندی به هم رسد دیوانه باشد یا صرع داشته باشد . نمی بینی کسی را که صرع می گیرد اکثر آن است که یا در اول ماه یا در آخر ماه می باشد ؟! حضرت رسول (ص) فرمود که هر که جماع کند با زن خود در حیض ، پس فرزندی که به هم رسد مبتلا شود به خوره یا پیسی پس ملامت نکند مگر خود را . حضرت صادق (ع) فرمود که دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسی که ولدالزنا باشد یا مادرش در حیض به او حامله شده باشد . در چندین حدیث معتبر از حضرت رسول (ص) منقول است که چون کسی خواهد با زن خود جماع کند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلکه اول با او دست بازی و خوش طبعی بکند و بعد از آن جماع کند . در حدیث صحیح از حضرت صادق (ع) منقول است که در وقت جماع سخن مگویید که بیم آن است فرزندی که به هم رسد لال باشد و در آن وقت نظر به فرج زن مکنید که بیم آن است فرزندی که بهم رسد کور باشد و در روایات دیگر از آن حضرت منقول است که باکی نیست نگاه نمودن به فرج در وقت جماع . در چندین حدیث معتبر وارد شده است که مرد و زن در حالتی که خضاب به حنا و غیر آن بسته باشند جماع نکنند . از حضرت امام موسی (ع) پرسیدند که اگر در حالت جماع جامه از روی مرد و زن دور شود چیست ؟ فرمود : باکی نیست . باز پرسیدند اگر کسی فرج زن را ببوسد چون است ؟ فرمود باکی نیست . از حضرت صادق (ع) پرسیدند که اگر کسی زن خود را عریان کند و به او نظر کند چه حکمی دارد ؟ فرمود که مگر لذتی از این بهتر می باشد و پرسیدند که اگر به دست و انگشت با فرج زن و کنیز خود بازی کند چه حکمی دارد ؟ فرمود : باکی نیست ، اما به غیر اجزای بدن خود چیزی دیگر در آن جا نکند و پرسیدند که آیا می تواند در میان آب جماع کند ؟ فرمود : باکی نیست . در حدیث صحیح از حضرت امام رضا (ع) پرسیدند از جماع نمودن در حمام ، فرمود : باکی نیست . حضرت صادق (ع) فرمود که مرد با زن و کنیز خود جماع نکند در خانه ای که طفل باشد ، که آن طفل زناکار می شود یا فرزندی که از ایشان به هم می رسد زناکار باشد . از حضرت رسول (ص) منقول است که فرمود : به حق آن خداوندی که جانم در قبضه قدرت اوست ، اگر شخصی با زن خود جماع کند و در آن خانه شخصی بیدار باشد که ایشان را ببیند یا سخن و نفس ایشان را شنود فرزندی که از ایشان به هم رسد رستگار نباشد و زناکار باشد . چون حضرت امام زین العابدین (ع) اراده مقاربت زنان می نمود خدمتکاران را دور می نمودند و درها را می بستند و پرده ها را می انداختند . از حضرت صادق (ع) منقول است که کسی با کنیزی اگر خواهد جماع کند و خواهد که با کنیز دیگر پیش از غسل جماع کند وضو بسازد . در حدیث صحیح وارد شده است که باکی نیست با کنیز وطی کند و در خانه ، دیگری باشد که بیند و شنود . و مشهور میان علما آن است که باکی نیست که مرد در میان دو کنیز خود بخوابد اما مکروه است که در میان دو زن آزاد بخوابد . در حدیث موثق از امام صادق (ع) منقول است که باکی نیست مرد میان دو کنیز و دو آزاد بخوابد ، و فرمود کراهت دارد مرد رو به قبله جماع کند و در حدیث دیگر از آن حضرت پرسید که آیا مرد عریان جماع می تواند نمود ؟ فرمودند که نه ، و رو به قبله و پشت به قبله جماع نکند ، و در کشتی جماع نکند . حضرت امام موسی (ع) فرمود که دوست نمی دارم کسی که در سفر آب نیابد برای غسل نمودن جماع کند ، مگر آن که خوف ضرری داشته باشد بر خود . و بعضی از علما قائل به حرمت شده اند . حضرت رسول (ص) نهی فرمود از آن که کسی که محتلم شده باشد پیش از آن که غسل کند جماع کند و فرمود که اگر بکند و فرزندی به هم رسد دیوانه باشد و ملامت نکند مگر خود را . حضرت صادق (ع) فرمود که مکروه است جنب شدن در وقتی که آفتاب طلوع می کند و زرد می باشد و همچنین در زردی آفتاب وقت فرو رفتن . حضرت علی (ع) فرمود که مستحب است در شب اول ماه رمضان جماع کردن . از ابوسعید خدری منقول است که حضرت رسالت پناه وصیت نمود به حضرت علی (ع) که : « یا علی ! چون عروس داخل خانه تو شود ، کفش هایش را بکن تا بنشیند و پاهایش را بشو و آن آب را از در خانه تا منتهای خانه بپاش ، چون چنین کنی خدا هفتار هزار نوع رحمت بر تو بفرستد که بر سر عروس فرود آید ، تا آن که آن برکت به هر گوشه آن خانه برسد ، و ایمن گردد عروس از دیوانگی و خوره و پیسی تا در آن خانه باشد و منع کن عروس را تا هفت روز از خوردن شیر و سرکه و گشنیز و سیب ترش . پس حضرت علی (ع) گفت : یا رسول الله ! به چه سبب منع کنم او را از این ها ؟ فرمود : زیرا که رحم به سبب خوردن این ها سرد و عقیم می شود و فرزند نمی آورد ، و حصیری که در ناحیه خانه افتاده باشد بهتر است از زنی که فرزند از او به وجود نمی آید . پس فرمود که : یا علی ! جماع مکن با زن خود در اول ماه که دیوانگی و خوره و خبط دماغ راه می یابد به آن زن و فرزندانش . یا علی ! جماع مکن بعد از پیشین که اگر فرزندی بهم رسد احول خواهد بود . یا علی ! در وقت جماع سخن مگو که اگر فرزندی حاصل شود ایمن نیستی که لال باشد و نگاه نکند احدی به فرج زن خود و چشم بپوشد در آن حالت که نظر نمودن به فرج در آن حالت باعث کوری فرزند می شود . یا علی ! به شهوت و خواهش زن دیگری با زن خود جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد مخنث یا دیوانه باشد . یا علی ! هر که جنب با زن خود در فراش خوابیده باشد قرآن نخواند که می ترسم آتشی از آسمان بر هر دو نازل شود و بسوزاند ایشان را . یا علی ! جماع مکن با زن خود مگر آن که تو دستمالی از برای خود داشته باشی و او دستمالی از برای خود داشته باشد و هر دو خود را به یک دستمال پاک نکنید که دشمنی در میان شما پیدا می شود و آخر به جدایی می کشد . یا علی ! ایستاده با زن خود جماع مکن که آن فعل خران است ، و اگر فرزندی به هم رسد مانند خران بر رختخواب خود بول می کند . یا علی ! در شب عید فطر جماع مکن که اگر فرزندی به وجود آید شر بسیار از او ظاهر شود . یا علی ! در شب عید قربان جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد شش انگشت یا چهار انگشت در دست داشته باشد . یا علی ! در زیر درخت میوه دار جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد جلاد و کشنده مردم باشد ، یا رئیس و سرنموده ظلم باشد . یا علی ! در برابر آفتاب جماع مکن مگر آن که پرده ای بیاویزی ، که اگر فرزندی به هم رسد همیشه در بدحالی و پریشانی باشد تا بمیرد . یا علی ! در میان اذان و اقامه جماع مکن که اگر فرزندی به وجود آید جری باشد در خون ریختن . یا علی ! چون زنت حامله شود با او جماع مکن بی وضو که اگر چنین کنی ، فرزندی که به هم رسد کوردل و بخیل باشد . یا علی ! در شب نیمه شعبان جماع مکن که اگر فرزندی حاصل شود شوم باشد و در رویش نشان سیاهی باشد . یا علی ! در روز آخر ماه شعبان جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد عشار و یاور ظالمان باشد و هلاک بسیاری از مردم بر دست او بود . یا علی ! بر پشت بام جماع مکن که اگر فرزندی به وجود آید مالش را به ناحق صرف کند و اسراف کنندگان برادر شیاطین اند و اگر به سفری روی که سه روزه راه باشد جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد یاور ظالمان باشد . یا علی ! در شب دوشنبه جماع بکن که اگر فرزندی به هم رسد حافظ قرآن و راضی به قسمت خدا باشد . یا علی ! اگر جماع کنی در شب سه شنبه و فرزندی به هم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزی شود و دهانش خوشبو و دلش رحیم و دستش جوانمرد و زبانش از غیبت و بهتان پاک باشد . یا علی ! اگر جماع کنی در شب پنج شنبه و فرزندی به هم رسد حاکمی از حکام شریعت یا عالمی از علما باشد و اگر در روز پنج شنبه وقتی که آفتاب در میان آسمان باشد نزدیکی کنی با زن خود و فرزندی به هم رسد شیطان نزدیک او نشود تا پیر شود ، و خدا او را روزی می کند سلامتی در دنیا و دین . یا علی ! اگر جماع کنی در شب جمعه و فرزندی به هم رسد خطیب و سخن گو باشد . و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع کنی و فرزندی به هم رسد ، از دانایان مشهور باشد و اگر جماع کنی در شب جمعه بعد از نماز خفتن امید هست آن فرزند از ابدال باشد . یا علی ! در ساعت اول شب جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد ایمن نیستی که ساحر باشد و دنیا را بر آخرت اختیار نماید . یا علی ! این وصیت را از من بیاموز چنانچه از جبرئیل آموختم .» در حدیث معتبر منقول است که در روز عقد فاطمه (سلام الله علیها ) حق تعالی امر فرمود سدره المنتهی را که آنچه داری فرو ریز برای نثار حضرت فاطمه . پس آنچه داشت از مروارید و مرجان و جواهر بر اهل بهشت نثار نمود ، پس حوران نثار را بردند و تا روز قیامت مفاخرت می کنند و به هدیه به یکدیگر می فرستند و می گویند که این نثار حضرت فاطمه است . و در شب زفاف استر اشهب حضرت رسول (ص) را آوردند و قطیفه بر روی آن انداختند و حضرت فرمود که : ای فاطمه ! سوار شو ، و سلمان لجام استر را می کشید و حضرت رسول از عقب روان شد ، و در اثنای راه صدای ملائکه به گوش مبارک حضرت رسید ، جبرئیل با هزار ملک و میکائیل با هزار ملک فرود آمدند و گفتند که حق تعالی ما را به جهت زفاف حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) فرستاده است . پس جبرئیل و میکائیل الله اکبر می گفتند و ملائکه با ایشان موافقت می نمودند و به این سبب سنت شد که در شب زفاف الله اکبر بگویند . در روایت دیگر منقول است که شخصی به حضرت صادق (ع) عرض نمود که ما طعام ها به عمل می آوریم و بسیار پاکیزه و خوشبو می کنیم و بوی طعام عروسی از هیچ کدام نمی آید ؟ فرمود : زیرا که بر طعام عروسی نسیم بهشت می وزد چون طعامی است که برای حلال مهیا می شود . در احادیث معتبره وارد شده است که سنت است عروسی در شب واقع شود و طعام در چاشت پخته شود و در بعضی از اخبار وارد شده است که نثار عروسی را می توان برداشت اما چون غارت می کنند و از یکدیگر می ربایند کراهت دارد و علما گفته اند : وقتی جایز است برداشتن که به قرائن معلوم باشد که صاحبانش راضی اند که مردم بردارند . از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است که هر گاه شما را به عروسی بطلبند دیر بروید زیرا که دنیا را به یاد شما می آورد ، و چون شما را به جنازه بخوانند زودتر بروید چون آخرت را به یاد شما می آورد . در حدیث دیگر منقول است که حضرت رسول (ص) نهی فرمود از جماع نمودن در زیر آسمان و بر سر راه مردم که تردد کنند و فرمود هر که در میان راه جماع کند خدا و ملائکه و مردم او را لعنت کنند . حضرت رسول (ص) فرمود که بیاموزید از کلاغ سه خصلت را : جماع نمودن پنهان و بامداد به طلب روزی رفتن و بسیار حذر نمودن . حضرت علی (ع) فرمود که هرگاه کسی خواهد با زن خود نزدیکی کند تعجیل نکند که زنان را کارها می باشد پیش از جماع و هرگاه کسی زنی ببیند و خوشش آید پس برود با اهل خود جماع کند که آنچه با این هست با آن هم هست و شیطان را بر دل خود راه ندهدو اگر زنی نداشته باشد دو رکعت نماز بخواند و حمد خدا را بسیار بگوید و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد پس از فضل خدا زنی سوال کند که البته به او عطا می فرماید آنچه او را از حرام بی نیاز گرداند . در حدیث معتبر از حضرت رسول (ص) منقول است که چون مرد و زن جماع کنند عریان نشوند مانند دو خر ، زیرا که اگر چنین کنند ملائکه از ایشان دور می شوند . در حدیث معتبر دیگر از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است که جایز نیست جماع نمودن با دختر پیش از آن که نه سال او تمام شود ، پس اگر بکند و عیبی به آن زن رسد ضامن است . در حدیث معتبر دیگر منقول است که مکروه است جماع میان طلوع صبح تا طلوع آفتاب ، و از وقت فرو رفتن آفتاب تا برطرف شدن سرخی طرف مغرب ، و در شب یا روزی که در آن باد سیاه یا باد سرخ یا باد زرد حادث شود ، و الله اگر جماع کند در این اوقات پس او را فرزندی به هم رسد نبیند در آن فرزند چیزی را که دوست دارد ، زیرا که آیات غضب الهی را سهل شمرده است . در فقه الرضا (ع) مسطور است که چون بعد از غسل دادن میت پیش از آن که غسل کنی خواهی که جماع کنی وضو بساز بعد از آن جماع بکن . از حضرت علی (ع) منقول است که هر گاه کسی را دردی در بدن به هم رسد یا حرارت بر مزاجش غالب شود پس با زن خود جماع کند تا ساکن شود . از حضرت صادق (ع) منقول است که هر که در حالت خضاب با زن خود جماع کند فرزندی که به هم رسد مخنث باشد . حضرت امام محمد باقر (ع) فرمود که زن آزاد را در برابر زن آزاد دیگر جماع مکن ، اما کنیز را در برابر کنیز دیگر جماع نمودن باکی نیست . در حدیث صحیح از حضرت امام رضا (ع) منقول است که حضرت صادق (ع) هرگاه بعد از جماع و پیش از غسل اراده جماع می نمودند وضو می ساختند . در روایت دیگر منقول است که اگر کسی انگشتری با او باشد که بر آن نام خدا نقش نموده باشد جماع نکند . آآن
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در چهارشنبه 8 خرداد 1387و ساعت 07:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
خرافات و مشکلات ما [مقاله , ]
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین ثم الصلوه و السلام علی سیدنا و حبیبنا ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه الله ارنی الحق حقا لنتبعه و الباطل باطلا لنجتنبه انک علی کل شیء قدیر و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب اما بعد مدتی بود که اینجانب در مراوداتم با عامه مردم متوجه شدم که بسیاری از کارهایی را که ایشان به عنوان سنت انجام می دهند و ترک آن را بعضی ذنب لا یغفر می دانستند بر آن شدم که تعدادی از خرافات را از معتقدات تمییز داده و آن ها را در جزوه ای گردآوری کنم و نام آن را رساله خرافیه من عقاید شیعه اثنی عشریه نام بنهم باشد که مرضی پروردگار باشد و این خرافات را از تشیع بزداییم . ان شاءالله حامد قربان زاده زمستان 86 تهران
1. قفل بستن به ضریح و ... یکی از مسائلی که در میان عوامل هر دینی رواج و شیوع پیدا می کندچیزهایی است که داخل در دین نیست و به نوعی خرافاتی است که از قبل بوده , حال به نسل هارنگ و بویی دینی می دهند و آن را در قالب دین به نسل های بعد تحویل می دهند. چون این خرافات را داخل در دین می پندارند نسل ها اعتقاد پیدا کرده وبعضاً انجام عده ای از کارهای خود را منوط به گرفتن تاثیراز ان ها می کنند: شبیه اعتقادی که در مورد دخبل بستن قفل زدن به ضریح بزرگان پیدا شده است. هیچ کجای دین شما روایتی را نخواهید یافت که در آن فرموده باشند : کسی نیست که قفلی را بر ضریح بزند و حاجتش را از خداوند نگیرد!!! اما دخیل بستن و پارچه بستن و قفل زدن به حدی شیوع یافته که جزئی از اعتقادات گشته در حالی که مبنایی جهت تایید ان در دین یافت نمی شود. اگر شما به بزرگان دینی نگاه کنید می بینید که در کارهایشان هیچ یک از این کارها نیست . زمانی بنده به سوریه مشرف شده بودم و در جایی که می گفتند که قطراتی از سر امام حسین (ع) در آن ریخته شده است بودم . در آن جا به همسرم گفتم می خواهی بدانی که مردم چقدر ساده لوح هستند . ایشان گفت چطور ؟ بنده عرض کردم که نگاه کن و هر کاری که من می کنم را انجام بده . همان موقع رفتم و یک دیوار را که هیچ ربطی نداشت به مساله و خارج از بحث بود بوسیدم و همسرم هم بالطبع این کار را کرد. بعد دیدیم که همه همراهان و مسافرانی که با ما بودند شروع کردند به بوسیدن این درب و دستمال کشیدن به آن و .... . این طوری ما برای یک دیوار قداست قائل شدیم هرچند که ما خودمان خیلی مطالب گیرمان آمد .
2. بیان خواص خاص برای بعض آیات قرآن ( خاصه امن یجیب ) یکی دیگر از خرافاتی که در دین گشوده شده است قائل شدن خواص عجیب برای بعضی آیات است درست است که و ننزل من القرآن ما هوشفاء... ما معتقدیم که تمام آیات قرآن شفا است و هرکس آن را بخواند به حاجتش می رسد اما این مطلب که اگر این آیه را برای این کار بخوانی حاجت می گیری اگر سند روایی نداشته باشد احتمالا کذب است و این که به بعضی آیات تکیه گردد که بلاشک و لا ریب این آیه دارای این خواص است .این خارج از دین است و چنین مویدی در این باره نیامده. یکی از این آیات آیه ... سوره .... یا به قولی همان « امن یجیب» خودمان است .آیه بسیار زیباست و معنای فراوان و پرباری دارد اما در هیچ روایتی شما نخواهید یافت برای رفع گرفتاری ها و شفاء مرضاء و ... این آیه را بخوانید . تنها تفسیری که شده در مورد این آیه در برخی از تفاسیر است که آمده است : نیز این که مدتی است ختم «امن یجیب» می گیرند بدون مبنای دینی و شرعی است و این کار مدتی است که رواج گرفته است .
3. انتساب بعضی از ادعیه به ائمه و قائل شدن خواص عجیب برای آن ها یکی دیگر از خرافاتی که در دین وارد شده تهیه برخی از ادعیه و نسبت دادن آن ها به ائمه معصومین و قائل شدن اثرات فوق تصور برای برخی از آن هاست یکی از ادعیه هایی که فاقد سندیت روایی است دعای توسل است . این دعا هرچند مضامین بسیار بلند و والا و عارفانه دارد اما هیچ کجا روایتی نداریم که این دعا را از زبان امام معصوم نقل کرده باشند . همچنین برای دعای معراج که حدود دو صفحه خاصیت برای آن نقل می کنند هم سندیتی پیدا نشده است. در خود مفاتیح الجنان جناب شیخ عباس قمی هم سندیتی در مفاتیح خود بر خلاف بقیه ادعیه نقل نمی کنند. یا دعاهایی مثل دعای هفت هیکل و ... از این دست دعاهاست . انسان باید کاری را که صحیح است انجام دهد . ببینید کدام یک از علمای ما دعای معراج را می خوانند ؟ دعاهایی دارای ارزش است که دارای سند روایی باشد مثل دعای خضر ( کمیل ) یا دعای علقمه ( زیارت عاشوراء معروفه ) یا دعای ندبه و .... که قطعا اثر هم دارند .
4. سفره های گوناگون به اسامی گوناگون یکی دیگر از خرافات تشکیل مجالس تذکر با شکلی خاص برای بزرگان و قائل شدن صفات خاصی برای برخی بزرگان است که این مورد بیشتر در مورد خانم ها و زنان رواج دارد. برگزاری مراسماتی همچون سفره ابالفضل(ع)، سفره امام حسن مجتبی(ع) ، و ختم سوره واقعه و ... است. یکی از این تفکرات به عنوان مثال این است که در سفره امام حسن مجتبی(ع) همه چیز باید سبز باشد و اگر نه نذر صحیح نیست یا اثر ندارد. در این مجلس به عنوان مثال حتی سفره و سبد و نمکدان و ... سبز است . لیوان ها را هم سبز می کنند و میوه های سبز رنگ مثل خیار و گوجه سبز و ... می دهند . نیز در ختم سوره واقعه این گونه عمل می کنند که در روز اول ماه یکبار این سوره را می خوانند و در روز دوم ، دوبار و در روز سوم سه بار و ... تا روز سی ام که سی بار باید سوره واقعه را بخوانند . از این گونه مجالس زیاد است و عده ای از آن ها حتی بومی شده و کارهای خاصی هم می کنند . برنامه هایی که با عنوان عیدالزهراء (همان عمر کشون خودمان) است و در آن از الفاظ رکیک و بعضا اسم آلت استفاده می کنند علاوه بر این که بنابر فتوای مراجع حرام است بلکه موجبات کدورت دل را فراهم می کند. ما مراسماتی در میان علما به اسم عید الزهرا داریم ولکن هیچ یک از علما آیا این کارها را انجام می دهند ؟ هر چیزی رسم و رسومات خودش را دارد که تجاوز از آن اشکال دارد . باشد که عارف به احکام و ضوابط شویم .
5. تمثال ائمه یکی دیگر از خرافاتی که در دین وارد شده ، رواج و رشد تمثال (عکس) هایی است که به نام ائمه هستند .خوب وضوح بطلان این عکس ها و سندیتشان بر علما و دانایان واضح و از بدیهیات است اما عده کثیری از مردم به این عکس ها اعتقاد دارند ، حتی می توان گفت کمتر خانه ای است که یکی از این عکس ها در آن خانه نباشد. اولا که نقاش هیچ یک از این عکس ها معلوم نیست .(دقت کنید که هیچ کدام) تعدادی از آن به حدی واضح است که کاملا شبیه عکس است . تعدادی از این عکس ها را به یک مسیحی نسبت می دهند :گویی که مسلمان ها آن قدر بدبخت بوده اند که یک مسیحی بخواهد بیاید و عکسی از امامشان بکشد و نگهدارد ! . در تعدادی از این عکس ها ائمه همچنان ژستی گرفته اند که هیچ احدی آنگونه ژست نمی گیرد. انگاری که ایشان در انتخابات شرکت کرده اند ، و عکس های انتخاباتی گرفته اند از بس که این عکس ها جالب است . گویی که حضرت علی و امام حسین و امام زمان ساعت ها بی کار بوده اند و یک نحو نشسته اند که آن نقاش تصویری از آن ها بکشد. در بیشتر این عکس ها ائمه دارای محاسنی زیادی مرتب( همان آنکارد خودمان) هستند .در بعضی یک لایه نازکی از محاسن دیده می شود و در بعضی دیگر ائمه دارای ریش های به اصطلاح ستاری هستند.در بعضی از این عکس ها ائمه به قدری سفید هستند که انسان شک می کند آیا آن ها واقعا در عربستان و عراق بزرگ شده اند یا در سیبری و قطب شمال ؟ در روایات داریم که ائمه عمامه می گذاشتند در حالی که در کمتر عکسی است که ائمه دارای عمامه باشند تازه عمامه همه شان هم سبز است. در صورتی که عمامه سبز تا یک دوره خاصی بوده و بعد از آن ائمه بیشتر از عمامه سیاه استفاده می کرده اند . یا در بعضی عکس حضرت علی را به عنوان فردی که بسیار چاق است نشان داده اند. و بد نیست که به مناسبت نکته ای را متذکر گردم و آن این که یکی از علل کشیدن کاریکاتور پیامبر در کشورهای دیگر کشیده شدن شبیه آن ها در میان خودمان است . شما دقت کنید به سیاق این عکس ها که روز به روز خنده دار تر می شوند ، مثلا اخیرا عکس حضرت زینب را هم کشیده بودند . خوب پس فردا عکس حضرت زهرا را هم می کشند و کم کم برایشان آرایش می کنند و العیاذ بالله شبیه خواننده هایش می کنند . بلکه مطمئن باشید که کار را به جایی می رسانند که زمانیکه امام زمان ظهور کنند مردم توقع دارند کسی باشد مانند این عکس ها و اگر نباشد مردم شک می کنند به ایشان. تعدادی از این عکس ها واقعا مسخره هستندو به سخره گرفتن ائمه است و موجبات وهن است. یکی دیگر از نکات جالب این است که همه این افراد دارای قیافه های یکسان و یک شکل اند و بسیاری از آن ها را تنها با نوشته های زیرشان می شود شناخت و اگر نه همه آن ها یک جور هستند و یک قیافه اند در حالت ها (بخوانید ژست ها) ی گوناگون.
6. استفاده از علامت در دسته های عزاداری یکی دیگر از خرافات ها ،خرافاتی است که در جریان های عزاداری به وجود آمده است. یکی از آنهاعلامت (علم) است که همان صلیب شکسته مانندی است که در جلوکاروان های عزاداری می برند . شما ببینید که در کجای دین چنین چیزی بوده ؟ و آیا روایتی در این زمینه نقل شده؟ نگارنده سراغ ندارد کسی را که علم بکشد و به زیر علم برود و نماز بخواند ، البته عده معدودی هم هستند که نماز خوان اند اما چه باک از این نمازی که با راه راست انسان را هدایت نمی کند . عکس این مورد زیاد است . چون بنده سراغ دارم افرادی را که ابدا نماز خوان نیستند و مشروب فروش و ... اند و برای خودنمایی و ... زیر علم می روند . برخی ها برای این که العیاذ بالله دوست دخترشان آن ها را ببیند زیر علم می روند . برخی کوچه ها برای افراد خاصی است و ... .شاید ذکر این نکته بد نباشد که در میان بیش از 50 نفر از این افراد نگارنده افراد بسیاری را سراغ دارد که مست می کنند و به زیر علم می روند تا فشاری احساس نکنند.یا قرص های اکستازی مصرف می کنند که متوجه سنگینی آن علم ها نباشند و... این از کشندگان این علم ها . توصیه می کنم که حتماً به نوع افرادی که علم کشی می کنند دقت کنید. اما خود علم ها : اولاً که خود این علم ها دارای نقش و نگار آیات قرآن است . و کمتر کسی است که با وضو باشد و به این علم ها دست بزند. دیگر کار به جایی رسیده که بر این علم ها هم دخیل میبندند. همه مراجع و خود قرآن تصریح دارند بر این که مس آیات قرآن در هر جا و به هر شکل بدون داشتن وضو حرام است در حالی که کلیه بساط و دستگاه امام حسین و اقامه شعائر و ... همگی مستحب است و حتی یک گناه فرد میتواند تمام آن ثواب ها را بسوزاند چه آن که این حرام است و آن مستحب. می بینید دست بر علم کشیده و بر سر و روی خود می کشند در حالی که وضو ندارند و عملاً فعل حرامی را مرتکب می شوند. جدیداً مد شده که می گویند هر چه تعداد تیغه های یک علم بیشتر باشد ثواب کشنده آن بیشتر است!!! در حالی که همه کس می دانند که این عمل چه آسیب هایی را بر علم کشنده وارد می کند به جای این کار این همه کار می شود کرد . اگر این افراد فکر می کنند که کشیدن این علم ها مستحب است بنده عرض می کنم که اگر حرام نباشد و مکروه ، مستحب نیست اصلا و ابدا . کدام یک از علما و بزرگان دین علم کش بوده اند که این افراد این گونه خود را فدایی این علم ها می دانند . فردی به بنده می گفت که فلانی دست به این علم نزن این علم کشته و مرده دارد . حرف در موردش بزنی جنجال می شود و ... . همه آن ها وقتی که تک تک با آن ها صحبت می کنی میگویند که می دانیم که این کار اشکال دارد و حرام است و فایده ای ندارد و ... اما وقتش که می شود همه آن ها حتی آن کسی که می گفت فایده ای ندارد زیر علم می رفت و علم می کشید و این از جمله عجایب است . کم کم کار به جایی کشیده که مراسم علم کشی راه می اندازند و یک روز را فقط با علم می آیند بیرون و علم هایشان را به رخ هم می کشند. چیزهای دیگری که شبیه علم است هم از این قاعده مستثنی نیست. مانند چلچراغ و کتل و ... چون هیچ یک از آنها سندیتی ندارند و اگر فرد به این نیت که مستحب است این کارها را انجام دهد چون چیزی را که خارج از دین بوده، به عنوان مستحب انجام داده فعل حرامی مرتکب شده و مستحق عقوبت می گردد. والله العالم.
7.تبریک به امام زمان و حضرت زهرا (س) به خاطر تمام شدن مصیبت ها! یکی دیگر از این خرافات برنامه ای است که اخیراًچند سالی است در شب اول ماه ربیع الاول و پس از اتمام ماه صفر انجام می دهند و طی آن به درب 7 یا 10 مسجد (روایت مختلف است!!!!؟؟) می روند و درب زده و به امام زمان تبریک می گویند که ماه صفر ومحرم تمام شده و شمع روشن می کنند و نقل می اندازند داخل مساجد و... . گذشته از این که این عمل هیچ سند روایی ندارد خوب است که به این نکته اشاره گردد : قالب افرادی که این عمل را می کنند افرادی ساده لوح اند و واقعاً برای این عملشان تاثیر قائلند . حتی عده ای اتوبوس و مینی بوس کرایه کرده و دسته جمعی به درب مساجد می روند. هر چند حسینیه ها بنا براحتیاط مانند مساجد نیستند و نباید به عنوان یکی از 7 یا 10 مکان حساب شوند.!!! این کار باعث شده که اتفاقات بدی رخ دهد. مانند خراب شدن درب مساجد به علت گذاشتن شمع بر روی آنها ، شکستن شیشه ها به علت انداختن بسته های نقل و ... در آنها. خلاصه این که این کار هیچ سندیتی ندارد و نمی شود آن را به عنوان یک عمل مستحب انجام داد و اگر کسی این کار را به این عنوان که کاری مستحب است انجام دهد از باب ادخال لیس فی الدین ، فی الدین مرتکب حرام شده چون بدعتی را مرتکب شده که در دین نبوده است . چندی پیش هم از مراجع استفتایی در این زمینه انجام شد که تمامی آن ها این کار را مشکل دانستند و از انجام آن نهی کردند .
8. خواب دیدن ها یکی دیگر از خرافات پخش شایعه هایی در مورد خواب هایی است که نقل می شود و طی آن ذکر می کنند که مثلاً فردی فلان خواب را دیده و طی آن فرد مذکور از سوی امام (ع) موظف می شود که این خواب را بنویسد (همین صرف خواب را) و پنجاه بار از آن کپی کند و پخش کند و هر کس که آن را بخواند و کپی کند به فلان و فلان می رسد و هر کس نکند فلان و فلانش از دست می رود و بدبخت می شود. و با ذکر نمونه هایی از این که فردی نوشت و فلان شد و فردی دیگر سهل انگاری کرد و فلان شد فرد را متوجه می کند که این تأثیر حتمی است. اخیراً هم مد شده بود که ذکر معجزاتی می کردند و فرد باید آن معجزه را تکثیر و پخش می نمود. الحمدالله مدتی است که این کار دیگر مانند قبل رواج ندارد اما باز هم در گوشه و کنار دیده می شود. و مدل های جدیدتر آن این است که فرد باید شکلات بدهد ، یعنی شکلاتی به فرد می دهند و می گویند چهل بار بگو ... و چهل شکلات را به چهل نفر بده و سه شنبه یا چهار شنبه هفته بعد مثلاً به حاجتت می رسی و... که بیان گشت خرافاتی بیش نیست وشما ازجانب مامختارید که آن شکلات ها را بخورید وهیچ کاری هم نکنید؛ نوش جانتان. البته جالب تر وقتی می شود که این کارها ریشه خارجی هم پیدا می کند و مدتی پیش یکی از این برگه ها را آورند که در آن این طور بود که : به محض دریافت این نامه هر کس که کنارت نشسته را ببوس اگر کسی نیست اولین کسی را که می بینی ببوس . اگر بوسیدی و از این برگه فلان بار نوشتی فلان می شوی و اگر نه فلان . دیوید فلانی نوشت در آفریقا و فلان شد و مارک فلانی در آلمان ننوشت و سرمایه اش رفت و ... . این کار خودش را در آن جایی نشان می دهد که مربوط به امور مذهبی می شود . دقت کنید که خواب هیچ نوع حجیتی برای فرد ندارد . وقتی برای خود فرد ندارد قطعا برای افراد دیگر هم ندارد . حال که این طور شد بسیاری از مطالبی که در بعضی از کتاب های زندگینامه دیده می شود زیر سوال می رود . مثلا در بیشتر این زندگی نامه های شیخ ها و ... این طور است که فلانی خواب دیده بود که امام زمان به او گفته که فلان . امام حسین گفته فلان و... . و این فرد هم می آید و این مطلب را نقل می کند . ببینید که چرا این طور شده . اول در خواب می بیند کم کم که طرفدار و مرید پیدا کرد در بیداری هم می بیند مثل موردی که چندی پیش ما با آن مواجه شدیم که طرف رفته بود و با امام زمان قدم زده بود و آرزوی مرغ کرده بود و مرغ بریان از آسمان آمده بود و... . حالا این ها به کنار طرف با امام زمان ما رفته بوده چلوکبابی و چلوکباب خورده و بیرون آمده و بستنی خورده و ... . این ها اول در خواب بوده بعد کم کم به بیداری منتقل شده . در مورد خواب خیلی مطالب هست که باید گفته شود . مثلا این که خواب حجیت ندارد اما تعبیر دارد . هر چند این تعبیرهای خوابی که در بازار هست کار را ساده و مسخره کرده است ولیکن تعبیر دارد خواب . خواب بیان روحیات خود فردی است که خواب را می بیند و از این مدل مطالب ان شاءالله در جای خودش خواهد آمد و در موردش بحث خواهد شد ان شاءالله .
9.تقدسات بی مورد یکی دیگر از خرافات قائل شدن یک سری تقدسات برای برخی خاک ها وتسبیح هاست. اواخر زیاد می شود دیدکه برروی مهرها نوشته اند تر بت اعلی مال مشهد ، یا تربت اعلی مال شلمچه و... . کمی دیگر هم لابد تربت می آورند تربت اعلی مال کانادا !!! در حالی که تنها تربت امام حسین است که سجده برآن مستحب است و بقیه خاک ها حتی خاک بقیع و خاک زیر کعبه و... در ارزش مساوی اند و چنانکه فرد برای مهر های دیگرخواصی همچون خاک کربلا معتقد گردد وبه عنوان این که همچون خاک کربلا سجده بر آن مستحب است عمل کند علاوه بر این که کار اشتباهی کرده ومعتقد به خرافات شده فعل حرام نیز مرتکب شده چون سندیّتی ندارد وهیچ دلیلی براستحسان این عمل وارد نشده است علاوه بر این که این خاک ها خاصه خاک مناطق جنگی درست است که به خون شهیدان آغشته شده اما آلوده به مواد شیمیایی است که برای آن دوران است و ضرر دارد .
10.تسبیح ها یکی دیگر از خرافاتی که دردین اسلام وارد کرده اند این است که برای تسبیح های غیر از تربت کربلا استحباب قائل شده اند و قیمت دار شده اند . تسبیح شاه مقصود یا تسبیح عقیق یا ...که قیمت های زیادی داشته و برای آن ها خواص جالبی نقل می کنند . تنها تسبیح و تربت امام حسین است که خواص دارد و گرداندن آن در دست مستحب است نه هیچ تسبیح دیگر و چنانچه این کار را به نیت استحباب و موید شده از سوی دین انجام دهند فعل حرامی مرتکب گشته اند .
11. دستبند و گردن بند و ... یکی دیگر از خرافات وارد شده در دین قائل شدن خواص برای دستبند و گردنبند هایی است که اسامی ائمه یا آیات قرآن بروی آن ها نقش بسته وافرادآن ها را در دست یا برگردن خود می آورند در حالی که بلکه در مواقعی هم مستلزم فعل حرام است . انگار که همچون مسیحیان ارادت خود را به حضرت عیسی با آویختن صلیبی برگردن نشان می دهند مسلمین (یعنی تعدادی از ما شیعیان) هم می خواهند ارادت خود را به خداوند و ائمه به این نحو نشان دهند . بهتر است به جای این کار ها که سندیّتی در این زمینه ندارند و بدون هیچ علّتی انجام می شود و خدا و ائمه هم چنین کاری را از ما نخواسته اند دسته برداشته و همان را انجام دهیم که آن ها از ما می خواهند . هیچ جا از ما نخواسته اند که دستبند یا گردنبندمان منقش به نام خداوند و ائمه باشد تا تاییدی از سوی شرع برای آن به حساب آید بلکه همه جا خواسته اند به فرامین و اوامر و نواهی آن ها احترام نهاده و دستوارت آنها را انجام دهیم .
12. قمه زنی یکی دیگر از خرافات وارد شده در دین قمه زنی است . قمه زنی از اساس فاقد هر گونه فلسفه ای بوده است و هیچ دلیلی بر تایید آن از سوی ائمه و روایت به ما نرسیده است . هر چند عللی مانند تمسخر دشمنان و خطاب توحش از سوی آنان به ما نیز می شود اما این دلایل همچنان قوی نیستند و قوی ترین دلیل همان عدم وجود فلسفه برای آن است .چرا که در مورد تمسخر دشمنان می گوییم که خوب مسخره بکنند . آن ها چه چیز ما را مسخره نمی کنند . از پیامبر ما گرفته تا نماز و روزه و حجاب زنانمان را مسخره می کنند . این هم روی آن ها. آیا ما به خاطر تمسخر دشمنان حجاب را از زنانمان برمی داریم که این کار را هم ترک کنیم. یا روزه را کنار می گذاریم ؟ و عده ای دیگر در تایید آن می گویند که حضرت زینب سر خود را بر محمل می زد و حضرت سجاد هم نظاره گر بودند و چیزی نگفتند : در جواب می گوییم که : خوب بر فرض هم گفته باشند این چه دلیلی است که در تایید می آورید ؟ چه ربطی دارد به قمه زنی؟ یا در رد آن می گویند که ضرر دارد برای بدن و ... : خوب ما به آن ها می گوییم که شما برای نمونه یک نفر را در طول تاریخ نشان دهید که در اثر قمه زنی مرده باشد یا ضرر معتنی به ای دیده باشد . نه این که بفرمایید می گویند یک نفر فلان جا مرده بلکه به ما قبر آن فرد را نشان دهند و ما را پیش خانواده آن فرد ببرند تا بپرسیم . نیز خطاب توحش از سوی استکبار را مطرح می کنند . ما عرض می کنیم که خوب بکنند! مگر قبلا نمی کردند ؟ مگر الان که قمه زنی حرام اعلام شده نمی کنند ؟ مگر آیات جهادی ما را توحش نمی دانند ؟ مگر حجاب زنان ما را توحش نمی دانند ؟ مگر این ها را مغایر با حقوق بشر نمی دانند ؟ مگر قوانین ارث ما را مغایر با حقوق بشر و موجب توحش نمی دانند ؟ ما هر کاری بکنیم آن ها باز انگشان را می زنند. خداوند در قرآن می فرماید :« لن ترضی عنک الیهود و النصاری حتی تتبع ملتهم ... » سخن تکمیلی آن که قوی ترین دلیل برای رد قمه زنی همانا عدم داشتن فلسفه وجودی برای آن است نه دلایل دیگر.
13. کارهای برخی در زیارات ضریح ائمه از دیگر خرافات وارده تقید دست زدن به ضریح ائمه است چه آن که برای آن خواص عجیبی نقل کرده اند !!!! در حالی که در بیشتر روایات سخنی از بوسیدن ضریح و ... نیست یا در آن زمان ها اگر هم بوده بسیار خلوت بوده که این امکان ها بوده اما نه این که فرد بیاید به عنوان مثال در حرم امام رضا (ع) که جای سوزن انداختن نیست سر را به روی ضریح بگذارد و ... و جمعیت را فشار دهد و افراد را زخمی کند که چه بشود؟ بوسه ای بر ضریح بزند..... در روایات داریم که دعا در تحت روضه منوره ( همان اتاقی که قبر مطهر آنجاست ) مستجاب است و نه چسبیده به ضریح و ... .پس نباید به بهانه دست زدن به ضریح افراد بسیاری را زخمی کرد چه این کار خود نوعا حرام است و مستوجب دیه هم می باشد . ضمن این که مشاهده می شود که اکثر این افراد فاقد طهارت لازم بوده و بدون وضو هستند و ضریح ها هم منقش به آیات قرآن اند و افراد دست بر روی آن ها می کشند و یا می بوسند و یا.... دریغ از آن که بدانند دارند به جای کاری مستحب فعل حرامی را مرتکب می شوند که همه کس به حرمت آن اذعان دارند و آن را حرام می شمارند . پس بیایید در اعمالمان دقت کنیم.
14. چادر مساوی اسلام در دین اسلام در چادر این مسئله یک مقدار نیاز به توضیح دارد و آن این است که در هیچ جای دین تاکیدی بر مسئله چادر نشده و قرآن هم تنها به مسئله روسری (همان جلباب)اشاره کرده که دارای اوصافی است که چندان به چادر شباهت ندارد . این دور از عقل است که ما خانم هایی که چادری نیستند را ازدین اسلام به دور بدانیم . البته خداوند واقعاًبه کسانی که در گرمای تابستان و سرمای زمستان چادر از سرشان برداشته نمی شود حتماً و تحقیقاً جزای جزیل و خیر بدهد . درست است که پوشش برتر است اما تنها توصیه دین نیست . نباید اسلام را در چادر زنان دید . بلکه باید با واقعیت به آن ها نگریست . برخی فکر می کنند که هر کس چادری نیست مسلمان نیست . چطور می شود اگر بدانند برخی از این چادری ها زیر آن لباس های آستین کوتاه می پوشند و می روند خرید و طوری رفتار می کنند که ای کاش هرگز این ها چادری نبودند .
15. مسئله مهم خمس و زکات و خرافاتی در مورد آن یکی از نقاط ضعیف ما این است که به یک سری اعتقادات باطل سخت پای بندیم و به عده ای از اصول محکمه سخت بی توجه . یکی از این اعتقادات که باید در عمل پیاده شود بحث خمس است . فرد حاضر است ماهواره ای با فلان قیمت بخرد و خودش با دست خودش اسباب انحراف خانواده اش را فراهم کند اما از خمس مالش که شاید پنجاه هزار تومان هم نشود گریزان است . فرد فلان قدر پول گیتار و ارگ و تار و جاز و... می دهد و به راحتی آن را در اختیار خانواده قرار می دهد اما خمس نمی دهد . فرد بیش از صد هزار تومان پول یک کفش می دهد اما همان فرد موقعی که بحث خمس را با او وسط می کشید می گوید که من پول ندارم شام بخورم ، پول خمس از کجا بیارم؟ فرد بیست هزار تومان پول لباس می دهد ، یک میلیون تومان پول کت و شلوار می دهد و ... اما همان فرد خمس خودش را که شاید حدود ده هزار تومان هم نمی شود نمی دهد. فرد برای خودش ده ها دست لباس می خرد و نیز برای خانواده اش که شاید بسیاری از آن ها را حتی سالی یک بار هم نپوشد اما نمی خواهد خمس اموالش را بدهد. این از دردهای ماست که چون پول هایمان را در جایش خرج نمی کنیم خداوند هم برکت را می برد و پول های فرد را در جاهای دیگر خرج می کند. افرادی هستند که شاید در طول سالیان متمادی که از عمرشان می گذرد شاید 10 بار هم دکتر نرفته باشند اما افراد بسیاری هستند که به قول معروف سرشان را می گیری دکترند و ته شان را می گیری دکترند.
()
نظر
پاسخ به سوالات [متفرفه , ]
بسم الله الرحمن الرحیم اخیرا که ما در گیر و دار تکمیل سلسله مقالات خرافات بودیم عده ای از دوستان لطف کرده و قدم رنجه فرموده اند و مطالبی را یادداشت کرده اند که ایضا به همراه جواب از نظرتان می گذرد : عزیزی با نام « یه کی » در طی یادداشتی که مربوط به جناب شیخ جعفر آقای مجتهدی می باشد چنین فرموده اند : « هر کس تفکر را محدود به رسائل موجوده کند مریض است .» خدمت ایشان و دوستان دیگر معروضیم که منظور ازرسائل احتمالا رسائل توضیح المسائل است . ما مامور به تکلیفیم و حرف آخر را در عبادات و معاملات و ... مراجع تقلید می زنند و آن ها هستند که حق را از ناحق و شرعی را از غیر شرعی تعیین می کنند . مثلا اگر شما بخواهید به تبعیت از جناب علامه ....... که اکنون هم در قید حیات هستند و کتب بسیاری در معرفت نفس و ... دارند در اذان و اقامه تان بفرمایید که « اشهد ان فاطمه بنت رسول الله عصمت الله الکبری و حجه الله علی الحجج » و در عین حال مقلد حضرت آیت الله مکارم شیرازی و عده ای دیگر از بزرگان مراجع باشید که آوردن این جمله را در اذان و اقامه بدعت و حرام می دانند آیا تکلیف شما در این جا چیست و اگر این کار را انجام دهید چه حکمی دارد ؟ پر واضح است که حکم شما تبعیت از مرجع است نه علامه ها و شیوخ . ممکن است که چیزی در نظر ما شرعی باشد مانند این جریان که در شب اول ربیع الاول به درب مساجد و تکایا می روند و به حضرت زهرا (س) و امام زمان (عج) تبریک می گویند و نقل می اندازند و ... که در ظاهر کار خوبی است ولی در حقیقت خرافه ای بیش نیست!!! حال تکلیف ما عمل به این ظاهر است یا عمل به آنچه که امام زمان و خداوند از طریق و کانال مراجع از ما خواسته اند ؟ مطمئنا شیعه ای که مامور به اجتهاد یا احتیاط و یا تقلید است در این جا وظیفه اش را پیدا می کند ( که معمولا عمل به تقلید است ) و عمل می کند نه پیروی کردن از شیوخی که روز به روز به تعداد آن ها افزوده می شود . پس تکلیف ما عمل به نظرات مراجع است که معمولا در رسائل توضیح المسائل درج شده است .
دوست دیگری در طی یادداشتی که مربوط به لیست آدرس اینترنتی برخی از مراجع تقلید و بزرگان ... می باشد آورده اند :« سلام ، معتقدید که لیست مراجع تقلید را در وبلاگتان گذاشته اید . ممنون . اما تعدادی از آن ها اصلا مرجع تقلید نیستند و حتی خودشان هم چنین ادعایی ندارند . نکند هر کس که نامش آیت الله بود را مرجع تقلید می دانید ؟ تازه برخی از آن ها هم که رساله عملیه دارند هم حوزه علمیه قبولشان ندارند . » در مورد این مساله ما در عنوان این مطلب قید بزرگان را نیز آورده ایم که شایان توجه قسمت اول صحبت های ایشان است . اما نکته بعدی این است که هر کس که آیت الله باشد بالواقع یک مرجع تقلید بالقوه است که می تواند رساله بدهد یا ندهد ، آیت الله یعنی مجتهد ، حال اگر این مجتهد رساله داد می شود مرجع تقلید ، قابل توجه این است که این مساله برای خیلی ها هنوز جا نیافتاده است . نکته بعدی ، در مورد رساله است که بخش آخر صحبت های ایشان است ، ببینید ، حوزه علمیه هیچ گاه نمی تواند که چنین کاری بکند ، چون اجتهاد یک قوه درونی است و چنین نیست که عده ای بیایند و بگویند که فلانی مجتهد است و فلانی مجتهد نیست . در حالی که هست . این کاری هم که در اول انقلاب در مورد آیت الله شریعتمداری کردند که در روزنامه ها نوشتند که فلانی توسط حوزه علمیه قم از مرجعیت خلع شد کاری اشتباه بود چون نمی شود علمیت یکی را زیر سوال برد . یا در حال حاضر می آیند و می گویند که آیت الله منتظری یا آیت الله صانعی مرجع نیستند و علمیت ندارند حرف اشتباه و غلطی است . چون کسی نمی تواند علمیت کسی را زیر سوال ببرد . شاید ایشان یک اشتباهی بکنند اما این دلیل بر عدم علمیت ایشان نمی شود . ازهر کدام از بزرگان هم که بپرسید چنین چیزی را قبول دارند . تازه شاید بنا به مبنای این آقا اساسا اقامه حکومت در زمان غیبت و اجرای حدود را در زمان غیبت حرام بدانند که برخی اینگونه اند . حال این آقا اعتراض کرده و چنین برخوردی هم از سوی حکومت با ایشان شده . ببینید حوزه دارای دو نوع فقه است . یکی فقه حکومتی است و یکی فقه سنتی . یک مثال ساده در طی یک مساله : اگر کسی اطلاعاتی محرمانه یا سری دارد و در معرکه جنگ گیر افتاده و بیم آن را دارد که اگر اسیر شود اطلاعات را لو می دهد و طاقت شکنجه را ندارد آیا می تواند خودکشی کند یا خیر ؟ در این جا فقهای قائل به فقه حکومتی می گویند که می شود و می تواند و فقهای قائل به فقه سنتی می گویند که خیر نمی تواند خودکشی کند و ... . حال خود بخوانید مفصل از این مجمل . یکی دیگر از دوستان هم در طی یادداشت ما در مورد آقا شیخ جعفر آقای مجتهدی ( رحمه الله الواسعه علیه ) آورده اند که : « برادر ، عقیده ام عوض شد ! » این باعث خرسندی بنده گردید باشد که همگان در مورد این شیوخ عقیده شان عوض شود . ان شاءالله بقیه مطالب را بعدا به عرض می رسانیم .
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در جمعه 17 اسفند 1386و ساعت 08:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
مصاحبه ما با یکی از دوستان [متفرفه , ]
اخیرا یه سری سوالات یکی از دوستان از ما کردند که متن این سوالات و پاسخ های ما را در ذیل می بینید . بسم الله الرحمن الرحیم ضمن معذرت خواهی از شما دوستان گرامی بابت دیر به روز شدن خدمتتان معروضیم که یکی از اعزاء مطالبی را ارئه فرموده اند و خواستار پاسخ ما گشته اند که ما در حد خود به پاسخ این عزیز می پردازیم : ذیلا متن کامنت ایشان و پاسخ ما از نظرتان می گذرد .
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیكم و رحمة الله 1.حد ورود روحانیت به دنیا چیست؟ 2.طلبه ای هستم بچه مایه دار. برخورد من با پدرم و ثروتش چگونه باید باشد؟ 3.راه اخراج حب دنیا و مافیها از دل چیست؟ تبصره:عجله ای در گرفتن پاسخ ندارم.لطفا مستدل (عقلا و نقلا) پاسخ گویید. با تشكر hajmmdd@yahoo.com
بسم الله الرحمن الرحیم بعد از سلام - حدیثی دیدم چند وقت پیش که مضمون آن این بود که : وقتی برای دنیا کار می کنی طوری کار کن که انگار همیشه در آن می مانی و وقتی برای آخرتت کار می کنی طوری کار کن که انگار همین الان می میری . خود این مطلب خودش کلی آثار دارد که باید در نظر گرفته شود . بنده به عنوان یک عضو کوچک از این مجموعه باید بگویم که هر کس که دنیایش مشکل داشته باشد آخرتش هم مشکل دارد و این مضمون در روایت ما هم دیده می شود .
وقتی که در دنیای امروز یکی از ابزار پیشبرد اهداف هر کسی ، پول و اقتصاد است ما تا کی فقط با حرف باید به مقابله با توطئه ها برویم . مگر امام حسین قبل از فاجعه کربلا تمام سرزمین کربلا را خریداری نکردند ؟ یا مگر امام موسی کاظم یکی از سرمایه دارترین افراد روزگار خود نبودند ؟ مگر امام صادق ما امام شیک پوش ما نبودند ؟ و مگر حضرت علی نخل نمی کاشتند و قنات حفر نمی کردند ؟ و در نهایت مگر پیامبر ما خودش تجارت نمی کرد ؟ مگر مهریه حضرت خدیجه سکه های فراوان نبود ؟ آیا پیامبر آن را نپرداخت ؟ حالا به چه نحو مهم نیست ولی مهم این است که کسی که تجارت نکند و کار نکند برای دنیایش و دین را راه پول درآوردن قرار دهد او شخصی است که ضرر کرده و سربار جامعه و بد تر از آن سربار روحانیت و حوزه های علمیه است . استاد ما ( رفع الله درجاته ) می فرمودند : باید بورس دست بچه مذهبی ها و بچه بسیجی ها باشد نه دست یک سری انسان های بی خدا که روز به روز سرمایه شان بیشتر شود . در این زمینه حرف برای زدن زیاد است لکن ما اختصار را می گیریم . لعل الله ان یحدث بعد ذلک امر .
- در مورد این مسئله واضح است که خودتان را نمی گویید اما بدانید که اگر من جای شما بودم با آن پول تجارت می کردم و در ضمن آن زندگی می کردم .
- راه دل کندن از دنیا این است که همه این ها را برای خودش نخواهد ، بلکه برای دیگران و برای پیش برد اهداف اسلام بخواهد .
ارادتمند حامد قربان زاده 9/3/1386
نوشته شده توسط حامد قربان زاده در پنجشنبه 24 خرداد 1386و ساعت 05:06 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 24 خرداد 1386 و ساعت 05:06 ق.ظ
()
نظر
آثار سبک شمردن نماز [حدیث , ]
روزی فاطمه زهرا (س) از پدر گرامیشان رسول خدا(ص) سوال کرد: ای پدر جان! برای مردان وزنانی که نماز خود را سبک بشمارند، چه عذلب و عقوبتی است؟ حضرت فرمود: دخترم! هر یک از زنان و مردان مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا و مصیبت، مبتلا و گرفتار میکند. که شش بلا در "دنیا" و سه بلا در هنگام " مرگ" و سه بلا در "قبر" وسه بلای دیگر در "قیامت" هنگامی که از قبر بیرون می آید ، به او خواهد رسید. و اما آنچه در دنیا به او میرسد: اول: آنکه خداوند برکت از عمرش برداشته و عمرش کوتاه میشود. دوم: خداوند برکت از رویش بر می دارد. سوم: خداوند نشانه مردان ( وزنان ) صالح و شایسته را از صورت او محو می کند. (نور ایمان را از چهره او پاک میکند.) چهارم: هرعمل و طاعتی که به جا آورد ، اجر و پاداشی به او عطا نمی شود. پنجم: دعایش مستجاب نمی شود. ششم: نصیب و بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته به دست نیاورده و مشمول دعای نیكان نمیشود . اما آنچه هنگام مرگ به او میرسد: اول: آنکه با ذلت و خواری از دنیا می رود دوم: آنکه گرسنه میمیرد. سوم: آنکه تشنه چشم از جهان میبندد به حدی که اگر از نهر های دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو ننشیند و عطشان بمیرد. اما آنچه در قبر به او میرسد: اول: آنکه خداوند بر او میگمارد که در قبر او را ( به واسطه ی خوف و ترس و پریشانی و اضطراب بیش از حد ) از جای خود بر کند. دوم: آنکه گور بر او تنگ شده، فشار قبرش زیاد میشود . سوم: قبرش مملو از ظلمت و تاریکی می شود. اما آنچه در روز قیامت هنگامی که از قبر خارج می شود ، به او می رسد: اول: آنکه خداوند فرشته ای را مامور می کند تا وی را در حالی که همه نظاره گر او هستند، با صورت روی زمین بکشاند. دوم: آنکه به سختی از او حساب کشیده و به اعمالش رسیدگی می شود. سوم: آنکه خداوند با نظر رحمت به او توجه نفرموده و او را پاکیزه نکرده، و برای او عذاب وعقابی دردناک قرار خواهد داد. مستدرک الوسائل ج 1، ص 171/ مستدرک چاپ جدید ج 3 23 باب 6/ بحار الا نوار ج 80، ص 21.
نوشته شده توسط محسن نیک نژاد در چهارشنبه 16 خرداد 1386و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|